یکی از دهها بدبختی فوتبال ما یکی هم اینکه بازیکنی مثل یحیی گلمحمدی که تازه چند روز است لباس مربیگری به تن کرده، می آید در برنامه ۹۰ می نشیند و برای مدیران صبا تعیین تکلیف می کند.
که برای باقی ماندن در سمت سرمربیگری صبا در فصل آینده باید شرایط چنین باشد و چنان. اگر کسی نداند تصور می کند یحیی در همین یکی دو ماه مثلا صبا را از جمع قعرنشینان جدا و تیم را مدعی شماره یک قهرمانی کرده و حالا حق دارد برای همه تکلیف تعیین کند و شرط بگذارد.
به گمانم اولین تجربه سرمربیگری یحیی در فوتبال ایران همان هفته ای بود که صبا با نتیجه شاهکار چهار به یک به استقلال اهواز باخت. بعد احتمالا بردن فجر سپاسی بود و یک تساوی از سپاهان در اصفهان گرفت و به عنوان مربی موفق! پا به ۹۰ گذاشت.
بعد خیلی راحت روحیه بازیکنان صبا را در همان برنامه کشت و چنان به پرسپولیس راه داد که افشین قطبی در خواب هم نمی دید. یحیی تلویحا گفت تا اینجا هم که صبا در معادلات قهرمانی نقش دارد باید تندیس او را مقابل باشگاه صبا بکارند و به عملکردش افتخار کنند.
دیدید؟ بعد دو روز بعد آمد چهار به یک به پرسپولیس باخت و چنان بازی را واداد که به قول خودش می بایست سه چهار گل دیگر هم می خورد و خوش شانس بود که نخورد. حالا بازیکنی که از بد حادثه دیگران لباس مربیگری به تن او دوخته اند، باید با دو باخت چهار به یک و یکی دو تساوی و برد افتخار فوتبال ایران باشد؟
در همان برنامه ۹۰ عادل بند کرده بود به رفاقت علی دایی و یحیی گلمحمدی و معتقد بود یحیی هم مثل دایی می تواند در همان نخستین فصل سرمربیگری خود قهرمان و جاودانه شود. درست همانطور که دایی شد و شد.
عادل از هوش سرشار دایی هم گفت و گفت که او در تمام انتخاب هایش بسیار باهوش عمل کرده و چنین است و چنان. در هوش سرشار علی دایی گفتنی فراوان هست، اما همین بس که او سایپا را با افتخار از سقوط به دسته پائین تر نجات داده و در رده سیزدهم حفظ کرده است.
فصل قبل را هم که تصور نمی کنم کسی به این زودی ها فراموش کند. مهندس دایی اواسط فصل چنان بلایی سر سایپا آورده بود که به گمانم تیم هفت هشت هفته ای رنگ برده به خود ندید و بعد به لطف عملکرد درخشان مرفاوی در استقلال توانست بیاید و قهرمان شود.
در واقع قهرمانی سایپا در نخستین فصل حضور دایی روی نیمکت آن مدیون حضور ورنر لورانت در سمت سرمربیگری این تیم در هفته های ابتدایی و امتیازهایی بود که این تیم به لطف تمرین های پیش فصل مربی نامدار آلمانی کسب کرد. نیم فصل دوم را هم که همه می دانند چه شد.
ضمن اینکه نباید از ضعف رقبا هم در لیگ ششم به سادگی گذشت و شاهکار استقلال و مرفاوی را در گرفتن یک امتیاز از چهار بازی نادیده گرفت. حالا هم که دایی عزیز ما قهرمان فصل گذشته را قهرمانانه در رده سیزدهم نشانده باید مجسمه او را با طلا ساخت و در کارخانه سایپا نصب کرد.
فکر می کنید اگر مربی سایپا کسی جز مهندس باهوش ما بود و اینچنین قهرمانانه تیم را در کورس نگه می داشت، مدیران سایپا لحظه ای در اخراج و تردید می کردند؟ مدیرانی که نشان داده اند کم از همتایان عرب خود ندارند و با چند نتیجه ضعیف قید مربی را می زنند. اما مبلغ سنگین قرارداد دایی و جنجال هایی که احتمالا با اخراج او گریبانگیر سایپا می شد، آنها را از انجام این کار بازداشت.
در مورد دایی و افشین قطبی و فیروز کریمی و خیلی های دیگر از مدیران و مربیان این مملکت گفتنی فراوان هست که ان شاء الله بعد از پایان لیگ وقت شود حتما می نویسم.