البته فقط بخشي از مراسم اسکار سينماي هند اختصاص به تقدير از برترينها داشت و حضور انبوه ستارگان باليوودي و مراسم رقص و آواز باعث شد اين مراسم بسيار طولاني حداقل براي 12500 مهيمان حاضر در سالن و بيش از نيم ميليارد بيننده تلويزيوني خيلي هم طولاني و خستهکننده به نظر نرسد و همه با اشتياق هنرنمايي خانواده باچان و ساير ستارگان سينماي هند را به تماشا بنشينند.
اين را ديگر همه ميدانند که سينماي هند پرتماشاگرترين سينماي دنياست. در کشور 72 ملت با جمعيتي بيش از يک ميليارد نفر سالي تقريبا هزار فيلم توليد ميشود، يعني متوسط سه فيلم در روز و جالب اينکه کمتر خبري از ورشکستگي سينماگران هندي ميشنويم و آنچه در صدر اخبار است، محبوبيت بيحدوحصر دار و دسته باچان در تمام نقاط دنيا از جمله همين کشور خودمان ايران است. مگر نه اينکه معاونت سينمايي وزارت ارشاد تقريبا هر ماه چند فيلم باليوودي را از سوي موسسه رسانههاي تصويري روانه بازار نمايشهاي خانگي ميکند و همين نشانهاي از محبوبيت سينماي هند است؟
باليووديها که با نمايندگاني مثل ميرا نائير، گوريندر چادا و شکار کاپور مدتهاست در جشنوارههاي سينمايي معتبر جهان مثل کن و ونيز و برلين ميدرخشند و حتي در مراسم اسکار هم حرفهايي براي گفتن دارند، چند سالي است دوست دارند به لحاظ تجاري هم پا را از سينماي آسيا فراتر بگذارند و به بازارهاي مهمتري مثل اروپا و آمريکا دست يابند. پس بيدليل نيست که تصميم گرفتهاند مراسم تقدير از برترينهاي سينماي هند را هر سال در يک کشور برگزار کنند.
هلند، امارات متحده عربي و امسال هم که بريتانيا در دو سه سال اخير در چنين روزهايي ميزبان ستارگان محبوب باليوودي بودهاند تا سينماي هند با کشاندن پاي امثال باچانها، کاپورها، آيشواريا راي و ... به ساير نقاط دنيا، علاوه بر برگزاري يک مراسم پرزرق و برق و پر از آواز و حرکات موزون، توجه سينمادوستان جهان را به فيلمهاي باليوودي هم جلب کند و بر رونق بازار خودشان بيفزايند.
اين است سينماي هند که وزير بريتانيايي در مقابل آميتاب باچان آن احساس حقارت ميکند و حتي اين احساس را بر زبان هم ميآورد. تصور کنيد اگر فقط نيمي از جمعيت هند طرفدار باچان باشند (که آمار واقعي رقمي فراتر از اينهاست)، "ب بزرگ" فقط در خود هند بيش از نيم ميليارد طرفدار از جان گذشته دارد. اين محبوبيت در مقايسه با ستارگان هاليوود و فوتبال به نظر غيرقابل مقايسه ميرسد. حالا همين آقاي باچان از شهرت و محبوبيت خود براي رونق هر چه بيشتر سينماي کشورش استفاده ميکند.
2. اما سينماي ايران. ظاهرا يکي از مهمترين مسائل سينماي ايران در روزها و هفتههاي اخير نوع پوشش خانم نيکي کريمي به هنگام حضور در جشنواره کن و انتشار تصاوير آن يکي دو هفته پس از پايان جشنواره است که تازه دارد به نقل محافل تبديل ميشود و چه تحليلها که از اين اتفاق به ظاهر معمولي خوانده و ديده نميشود.
سينماي ايران که تا چند سال پيش گل سرسبد بسياري از رويدادهاي مهم و معتبر سينماي جهان بود و کمتر اتفاق ميافتاد جشنوارهاي درجه يک بدون حضور نماينده يا نمايندگان ايران برگزار شود، حالا چند سالي است در آرزوي تکرار آن روزهاي خوش و طلايي در حاشيهها سير ميکند و دل خود را به درخشش تکستارگان خوش کرده است.
امسال هم که جشنواره کن در شصتمين دوره نمايندهاي رسمي از سينماي ايران نداشت، باز خدا پدر و مادر عباس کيارستمي و نيکي کريمي را بيامرزد که به نمايندگي از مردم ايران در بخشهاي جنبي جشنواره حضور داشتند و نام ايران را زنده نگه داشتند. کيارستمي با يک فيلم کوتاه همراه با بيش از 30 فيلمساز بزرگ ديگر به کن آمده بود و کريمي هم که داور بخشهاي جنبي سينهفونداسيون و فيلم کوتاه بود. حالا به نظر شما بحثهاي حاشيهاي و فرعي کجاي اين معادلات قرار ميگيرد و ما بايد آن را کجاي دلمان بگذاريم؟
3. يکي از بازيگران سرشناس سينماي هند همين هفته جاري گفته بود سينماي هند هرگز به پاي سينماي کشورهايي مثل ايران، چين و مکزيک نميرسد. با اين حساب نتيجهگيري از موارد يک و دو اين يادداشت را به خود شما واگذار ميکنيم. راستي به نظر شما راهي که ستارگان سينماي هند براي عالمگير کردن باليوود در پيش گرفتهاند درست است يا بحثهايی بيهوده و بيسرانجام که گاه در رسانههاي ما بر سر مسائل بياهميت درميگيرد؟
***
بعدالتحریر: این مطلب با اندکی جرح و تعدیل در بخش دوم و پایانی در روزنامه تهران امروز پنجشنبه ۲۴ خرداد ۸۶ منتشر شد.
