به فاصله چند ساعت پس از پایان شصتمین دوره جشنواره بینالمللی فیلم کن و اعطاء جایزه هیئت داوران به فیلم "پرسپولیس" اظهار نظرها درباره اینکه مدیران کن باید دست از ضدیت با ایران بردارند و با به رسمیت شناختن سینمای پاک و نجیب ما به راه راست هدایت شوند، آغاز شد.
بگذارید همین ابتدا چند سئوال مطرح کنیم: کدامیک از دوستانی که معتقدند جشنواره کن با جایزه دادن به فیلم "پرسپولیس" دشمنی خود را بار دیگر با ایران علنی کرده، این فیلم را دیدهاند؟ اصلا از محتوای آن خبر دارند؟ چگونه و از کجا فهمیدهاند این انیمیشن بیارزش است و صرفا به خاطر دیدگاه ضدایرانی در بخش مسابقه جشنواره معتبری مثل کن پذیرفته شده و حتی جایزه هم برده است؟
آیا اگر فیلمی از ایران هم در بخش مسابقه همین جشنواره کن پذیرفته میشد و از قضا جایزه هم میبرد، باز دوستان همین حرفها را درباره مدیران کن میزدند یا آن موقع فقط به هوش و ذکاوت آنها به خاطر تقدیر از سینمای ایران آفرین میگفتند؟
بیایید با هم رو راست باشیم. این واکنشهای انفعالی بعد از اعلام اسامی فیلمهای بخشهای مختلف جشنوارههای معتبر و غیبت نمایندگان ایران دارد به یک داستان تکراری تبدیل میشود. اصلا مگر ما میتوانیم از یک جشنواره به خاطر اینکه فیلمی از ایران انتخاب نکرده گله کنیم؟ این دیگر چه رسمی است که دارد در سینمای ما باب میشود؟ کن امسال تقریبا هیچ توجهی به سینمای بریتانیا هم نکرد. مگر آنها نشستند و دوستان فرانسوی خود را به باد انتقاد گرفتند که "چرا از سینمای بریتانیا که همین پارسال چند جایزه اسکار گرفته فیلمی برای نمایش در کن انتخاب نکردید تا سطح جشنواره هم بالاتر برود؟"
نکته بامزهتر ماجرای کن امسال و سینمای ایران جایی بود که به فاصله سه چهار روز تا نخستین نمایش "پرسپولیس" در بخش مسابقه جشنواره، از پایتخت ایران نداهایی به گوش رسید که این فیلم ضدایرانی در کن مورد توجه قرار گرفته و تا دیر نشده باید کاری کرد. چند ساعت بعد (یا شاید روز بعد) نمابری از بنیاد سینمایی فارابی به رسانهها ارسال شد به این مضمون که خیال همه سینمادوستان ایرانی راحت باشد. خیلی پیش از اینها نسبت به انتخاب "پرسپولیس" برای نمایش در کن به رایزن فرهنگی سفارت فرانسه در ایران اعتراض شده است!
متوجه ماجرا شدید؟ فیلمی برای نمایش در جشنواره کن انتخاب شده و ما به رایزن فرهنگی سفارت فرانسه در تهران اعتراض کردهایم! بعد از همه این ماجراها و در حالی که شکایت ایران از انتخاب "پرسپولیس" بازتابهای فراوانی در رسانههای دنیا داشت، این فیلم سیاه و سفید در بخش مسابقه کن به نمایش درآمد و طبق گزارش همان رسانههایی که اعتراض ما را بازتاب دادهاند، تماشاگران پس از نمایش فیلم حدود 15 دقیقه به حالت ایستاده آن را تشویق کردند.
کاری به محتوای فیلم نداریم، اما آیا ما میتوانیم بیاییم و اینجا در ایران بگوییم "این فیلم که نه منتقدان از آن استقبال کردهاند نه تماشاگران، چرا باید از کن جایزه بگیرد؟" اصلا بیایید یک کار دیگر بکنیم تا ریشه همه این جنجالها از بیخ و بن بخشکد. یک ستادی، کمیتهای چیزی تشکیل بدهیم تا بگردند و هر جا قرار بود فیلمی علیه ایران نمایش داده شود، با نوشتن نامه به رایزن فرهنگی آن کشور به این اقدام اعتراض کنند. بعد هم به مدیران همه جشنوارهها نامه بنویسیم و رهنمود بدهیم که به کدام فیلم جایزه بدهند و به کدام ندهند.
نه، دوستان و برادران عزیز! واکنش انفعالی و از سر استیصال به رویدادهای بینالمللی چاره کار نیست. اینکه بنشینیم و انتظار داشته باشیم تمام دنیا مطابق میل و سلیقه ما رفتار کند و هیچ مشکلی هم پیش نیاید، بخردانه نیست. به احتمال زیاد بر "پرسپولیس" هم همان میرود که بر "300" رفت. یعنی همانطور که 70 میلیون ایرانی تشنه دیدن "300" بودند، به همان تعداد هم حالا منتظرند "پرسپولیس" اکران شود و سی دی قاچاق آن بیاید ایران تا فیلم را بخرند و بروند در خانه بنشینند ببینند چگونه یک ایرانی به ما ایرانیها توهین کرده است.
"پرسپولیس" در واقع درباره دخترکی ایرانی است که حدود 10 سال پیش از انقلاب در رشت به دنیا آمده و سقوط شاه، انقلاب اسلامی و آغاز جنگ تحمیلی را به چشم دیده است. تا اینکه پدر و مادرش در سن 14 سالگی او را به وین ـ اتریش میفرستند و دختر پس از پایان تحصیلات دبیرستان دوباره به ایران بازمیگردد و وارد دانشگاه میشود، ازدواج میکند و از همسرش طلاق میگیرد و این بار به فرانسه میرود.
ساتراپی که طراح و نویسنده کتابهای کودکان در فرانسه است و ظاهرا پوستر فیلم "آفساید" جعفر پناهی را هم او طراحی کرده، دو جلد رمان تصویری به نام "پرسپولیس" دارد که در اصل روایت تصویری ایران پیش و پس از انقلاب از نگاه دخترکی خردسال است. حالا همین کتابها به فیلم تبدیل و در جشنواره فیلم کن برنده جایزه هم شده است. ضمن اینکه "پرسپولیس" را به انگلیسی هم دوبله کردهاند تا برای پخش در بریتانیا و آمریکا مشکل نداشته باشد.
در این مجال قرار نیست رهنمود بدهیم که واکنش ما در برابر فیلمهایی مثل "پرسپولیس" چه باید باشد و آیا آنچه تا به حال انجام دادهایم درست بوده یا نه. شاید مسئولان و نهادهای فرهنگی اعتراض به مدیران کن و مسئولان فرهنگی فرانسه را هم از جمله راهکارهای موثر در این عرصه میدانند. سئوال اصلی اینجاست که سینمای ایران برای پاسخ به این فیلمها چه کرده یا چه برنامهای برای رویارویی با این روند دارد؟ روندی که ظاهرا با "300" آغاز شده، با "پرسپولیس" ادامه یافته و احتمالا به این زودیها فروکش نمیکند.