تبليغاتX
مهر

مهر

رویدادهای روزانه

استقلال، تيم محبوب من و برادرانم، بالاخره به هر جان کندني بود ششمين فصل ليگ برتر را به پايان رساند. آن هم با مقام شامخ چهارمي و يکي دو پله پائين‌تر از پرسپوليس.

در نشست خبري پس از بازي برگشت استقلال و پرسپوليس، صمدخان مرفاوي در پاسخ به کنايه‌هاي افندي و خبرنگاراني که بازي افتضاح تيم را به رخ او مي‌کشيدند، چاره‌اي نداشت جز به رخ کشيدن فاصله ۱۲ امتيازي دو تيم که واقعا هم به رخ کشيدن داشت.

اما زمان گذشت و استقلال که شش بازي مانده به پايان فصل قهرماني را در يکقدمي خود مي‌ديد، به گمانم براي نخستين‌بار در تاريخ خود از پنج بازي و ۱۵ امتياز ممکن دو امتياز گرفت تا همه هوادارانش خون به جگر شوند. تصور کنيد اگر استقلال از اين پنج بازي لعنتي تنها شش امتياز مي‌گرفت، امروز جام به جاي ياران دايي در دستان صمد و رفقا بود.

اما خب، فصل بعد هم هست. انسان به اميد زنده است و ما که غير از دومين دوره ليگ برتر و آن مقام تاريخي نهم هميشه يک پاي قهرماني بوده‌ايم، فصل آينده را با توپ پر برمي‌گرديم. البته اگر خدا بخواهد.

در اين مقطع گفتن از اينکه چه کساني امسال اين بلا را سر قهرمان فصل قبل آوردند، دردي را دوا نمي‌کند. فقط خدا شر دشمنان دوست‌نما را به خودشان برگرداند و ما را عاقبت به خير کند. آمين!

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 خرداد1386ساعت 18:54  توسط مهدي  | 

فیلم سینمایی "4 ماه، 3 هفته و 2 روز" به کارگردانی کریستیان مونگیو نخل طلا بهترین فیلم شصتمین دوره جشنواره بین‌المللی کن را برای رومانی به ارمغان آورد.

مراسم پایانی جشنواره کن 2007 با اجرای دایان کروگر ستاره سینمای آلمان شب گذشته در این شهر ساحلی برگزار شد و فیلم "4 ماه، 3 هفته و 2 روز" از رومانی موفق شد بالاترین جایزه جشنواره یا همان نخل طلا را از آن خود کند. جایزه کریستیان مونگیو را جین فوندا به او اهدا کرد.

از دیگر برندگان جشنواره شصتم کن می‌توان به جولین اشنیبل آمریکایی اشاره کرد که جایزه بهترین کارگردان را برای فیلم فرانسوی "زنگ شیرجه و پروانه" به دست آورد. جایزه بهترین فیلمنامه هم به فاتح آکین برای فیلم "گوشه آسمان" محصول مشترک آلمان و ترکیه رسید. "پرسپولیس" مرجانه ساتراپی و ونسان پارانو و "نور مخفی" کارلوس ریگاداس محصول مشترک مکزیک، فرانسه و هلند جایزه هیئت داوران را گرفتند و گاس ون سنت کارگردان آمریکایی فیلم "پارک پارانویایی" جایزه ویژه شصت سالگی کن را برد.

بهترین بازیگر مرد جشنواره کن 2007 کنستانتین لاوروننکو بود که برای بازی در "تبعید" به کارگردانی آندری زویاگینستف روس به این افتخار رسید. جون دو ـ ‌یون بازیگر فیلم کره‌ای "آفتاب مخفی" ساخته لی چانگ ـ دونگ جایزه بهترین بازیگر زن را گرفت و جایزه بزرگ جشنواره را هم فیلم "جنگل سوگواری" به کارگردانی نائومی کاواسی از ژاپن برد.

فیلم "عروس دریایی" محصول مشترک اسرائیل و فرانسه دوربین طلایی بهترین فیلم اول را برد و جایزه ویژه هیئت داوران این بخش به فیلم "کنترل" ساخته آنتون کوربین تعلق گرفت. نخل طلا فیلم کوتاه به فیلم مکزیکی "تماشای باران" ساخته الیزا میلر رسید و هیئت داوران تقدیر ویژه خود را نثار فیلم نیوزیلندی "فرار" به کارگردانی مارک آلبیستن و "مامان بزرگ" ساخته آنتونی چن از سنگاپور کرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 خرداد1386ساعت 18:44  توسط مهدي  | 

گاو ما ما مي‌کرد.

گوسفند بع بع مي‌كرد.

سگ واق واق مي‌كرد.

همه با هم فرياد مي‌زدند حسنک کجايي؟

شب شده بود، اما حسنك به خانه نيامده بود. حسنك مدت‌هاي زيادي است به خانه نمي‌آيد. او به شهر رفته و آنجا شلوار جين و تي‌شرت تنگ به تن مي‌كند. او هر روز صبح جاي غذا دادن به حيوانات جلو آينه به موهاي خود ژل مي‌زند. موهاي حسنك ديگر مثل پشم گوسفند نيست، چون او به موهاي خود گلت مي‌زند.

ديروز كه حسنك با كبري چت مي‌كرد، كبري گفت تصميم بزرگي گرفته است. كبري تصميم داشت حسنك را رها كند و ديگر با او چت نكند، چون او با پتروس چت مي‌كرد. پتروس هميشه پاي كامپيوترش نشسته بود و چت مي‌كرد. پتروس ديد سد سوراخ شده، اما انگشت او درد مي‌كرد. چون زياد چت كرده بود. او نمي‌دانست سد تا چند لحظه ديگر مي‌شكند. پتروس در حال چت كردن غرق شد.

براي مراسم دفن او كبري تصميم گرفت با قطار به آن سرزمين برود، اما كوه روي ريل ريزش كرده بود. ريزعلي ديد كوه ريزش كرده، اما حوصله نداشت. ريزعلي سردش بود و دلش نمي‌خواست لباسش را درآورد. ريزعلي چراغ قوه داشت، اما حوصله دردسر نداشت. قطار به سنگ‌ها برخورد كرد و منفجر شد. كبري و مسافران قطار مردند.

اما ريزعلي بدون توجه به خانه رفت. خانه مثل هميشه سوت و كور بود. الان چند سالي است كوكب‌خانم همسر ريزعلي مهمان ناخوانده ندارد. او حتي مهمان خوانده هم ندارد. او حوصله مهمان ندارد. او پول ندارد شكم مهمان‌ها را سير كند. او در خانه تخم مرغ و پنير دارد، اما گوشت ندارد. او كلاس بالايي دارد. فاميل‌هاي پولدار دارد.

کوکب‌خانم آخرين‌بار كه گوشت قرمز خريد، چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت. اما او از چوپان دروغگو گله ندارد، چون دنياي ما چوپان دروغگو زياد دارد. به همين دليل است كه ديكر در كتاب‌هاي دبستان آن داستان‌هاي قشنگ وجود ندارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 خرداد1386ساعت 18:41  توسط مهدي  | 

سلام.

مي‌دانم از آخرين مطلب من در اين وبلاگ حدود يکسال و نيم مي‌گذرد. اما باور کنيد در اين چند وقت به قدري درگير کار خبر بودم که حتي نوشتن يک مطلب هم پشتکار و همتي عظيم مي‌طلبيد و من نداشتم.

شايد باور نکنيد. اما يافتن نام کاربري و واژه عبور وبلاگ هم با زحمت تمام انجام شد. حالا اوضاع کمي بهتر است و مي‌توانم چند روز يکبار مطالبي را که براي اينطرف و آنطرف مي‌نويسم براي شما اينجا بگذارم. خبرهاي مهم را هم برايتان مي‌گذارم و البته برخي نکات خيلي مهم را هم.

امشب اختتاميه شصتمين دوره جشنواره بين‌المللي فيلم کن است. در نخستين فرصت ممکن اسامي برندگان را اينجا هم کار مي‌کنم. فعلا دست حق يارتان تا بعد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 خرداد1386ساعت 17:38  توسط مهدي  |