هنرمندان همجنسباز بریتانیایی خواستار فشار دولت بریتانیا به ایران شدند
تعدادی از به اصطلاح هنرمندان بریتانیایی با ارسال نامهای خطاب به وزیرخارجه این کشور از او خواستند دولت ایران را برای به رسمیت شناختن حقوق همجنسبازان تحت فشار بگذارد.
"مت لوکاس" که شهرت خود را مدیون بازی در نقش تنها همجنسباز مجموعه تلویزیونی "لیتل بریتین" است، در نمایش مضحک دفاع از حقوق همجنسبازان ایرانی پیشقدم شده و عرض حالی خطاب به جک استراو نوشته که به امضای چند نفر از هنرمندان نه چندان سرشناس بریتانیایی و 1382 نفر دیگر از چهارگوشه جهان رسیده است.
براساس این گزارش، ظاهراً آنها این نامه اعتراضآمیز را در پاسخ به خبر مجعول اعدام دو همجنسباز ایرانی در ماههای گذشته نوشتهاند.
لوکاس در توجیه اقدام اخیر خود گفته است: " شیوع روزافزون همجنسبازی در بریتانیا در سالهای اخیر در حالی علنی شده که ما نمیتوانیم نگران اوضاع نامساعد دوستانمان در سایر نقاط جهان نباشیم و خطراتی چون زندان، شکنجه و اعدام، با اتهامی چون همجنسبازی را نادیده بگیریم. من موافق هرگونه اقدام و فشاری هستم که حکومت ایران را وادار به توقف آزار همجنسبازان کند."
"سایمن کالو" هم که ظاهراً بازیگر است و البته همجنسباز، با این حرفها اقدام خود را در امضای دادخواست محکومیت ایران در آزار همجنسبازان توجیه کرده و گفته است: "من شدیداً رفتار وحشیانه با مردان همجنسباز را در ایران محکوم میکنم. این غیرقابل تصور است که ما باید با دولت نقضکننده حقوق شهروندان خود رابطه دیپلماتیک داشته باشیم."
خاطرنشان می شود که علاوه بر نوشتن نامههای اعتراضآمیز از سوی نشریات ویژه همجنسبازان و گروههای حامی آنان، تعدادی از این افراد هم در مقابل سفارت جمهوری اسلامی ایران در لندن تجمع کردند تا نگرانی خود را از آزار همجنسبازان ایرانی به گوش مسئولان برسانند.
حتي عکس اين بنده خدا را هم پيدا کردم و گذاشتم کنار خبر و دبير محترم هم آن را منتشر کرد. اما چند دقيقه بعد مدير کل محترم آن را از انتشار خارج کرد با اين توجيه که "ارزش خبری این خبر در چیست". راستش خودم هم به شعور خبري خودم شک کرده بودم و فکر ميکردم خبري بيارزش را انتخاب و ترجمه کردهام.
از قضا صبح روز بعد روزنامه وزين کيهان را ديدم که همين خبر را، نه خبر مرا، به صورت بسيار کوتاه در ستون خبرهاي ويژه خود درج کرده بود. کم مانده بود به شعور خبري خبرنگاران کيهان هم شک کنم. اما به هر حال . . . اگر آقاي شريعتمداري خبر کامل مرا خوانده بود، شک نکنيد که يک سرمقاله بلند و بالا، از همان چندستونيهاي معروف، مينوشت و وزارت خارجه دولت فخيمه جمهوري اسلامي را به قطع رابطه با دولت بريتانيا فراميخواند!
این خبر شاهکار "پخش برنده نخل طلا . . ." را عینا روزنامه اعتماد در صفحه آخر شماره امروز، پنجشنبه، خود درج کرده. واقعا باید به مدیران این روزنامه وزین و حرفهاي تبريک گفت. همين!
اما امروز . . .
امروز اينجا که من کار ميکنم يک اتفاق بسيار فرخنده افتاد؛ اينکه يکي از همکاران خبري نوشت به اين شکل و مضمون:
| رو تيتر: نمایش آخرین ساخته میشاییل هانتکه از تلویزیون؛ | |
| تيتر: برنده نخل طلای کن در برنامه این هفته سینما چهار | |
| ليد: فیلم سینمایی " زمانه گرگ " که جایزه نخل طلای کن سال 2004 را از آن خود کرده است، از برنامه سینما چهار این هفته پخش می شود. | |
|
متن خبر: به گزارش خبرنگار تلویزیونی " مهر"، این فیلم که آخرین ساخته میشاییل هانتکه فیلمساز شناخته شده فرانسوی به شمار می رود، فیلمی داستانی در ژانر حادثه ای به شمار می رود که در آن داستان خانواده ای فرانسوی حکایت می شود که برای گذراندن تعطیلات به خانه ییلاقی و خارج شهر خود می روند. این خانواده در روزهای نخست تعطیلات با اتفاقات بسیار عجیبی مواجه می شوند که روابط آنها را به شدت تحت تاثیر قرار می دهد. فضای حاصل از کتاب مقدس در بین این خانواده شرایطی را به وجود می آورد که آنها را با شرایط متفاوت هماهنگ می نماید و به این اتفاقات و فضای جدید عادت می کنند. تا اينجاي کار ظاهرا عيبي ندارد و آنچه ديديد صرفا يک خبر است. اما ادامه کار را داشته باشيد: اولا اينکه طرف هانتکه نيست و هانکه است. ثانيا فيلمش اصلا در جشنواره کن نمايش داده نشده چه برسد به اينکه برنده نخل طلا هم شده باشد. نخل طلاي کن ۲۰۰۴ را همه ميدانيم که "فارنهايت ۹۱۱" مايکل مور برد و چه جنجالي که به پا نکرد. ثالثا فيلم محصول ۲۰۰۳ است نه ۲۰۰۴. رابعا ميشاييل هانکه متولد ايالت باواريا آلمان و اهل اتريش است نه فرانسه. خامسا فيلم "زمانه گرگ" در ژانر اجتماعي است نه حادثهاي. سادسا محصول ۲۰۰۴ فرانسه هم به شمار نميرود و سه کشور فرانسه و آلمان و اتريش آن را ساختهاند. بازيگرانش هم علاوه بر هوپر و طالب، موريس بنيچو و پاتريس شرو هستند نه آنچه در خبر آمده. خب، خسته نباشيد. ظاهرا اين اطلاعات کاملا درست را سازندگان برنامه سينما چهار در اختيار همکار ما قرار دادهاند. به قول تلويزيونيها، تا برنامه بعد همه شما را به خدا ميسپارم. بعدالتحرير: قبول دارم که به جاي اولا و ثانيا و ثالثا و . . . بايد مينوشتم اول و دوم و سوم و . . .
|
